مسائل اخلاقی در هر زمان از اهميّت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده ولی در عصر و زمان ما اهميت ويژه‌ای دارد چرا كه عوامل و انگيزه‌های فساد در عصر ما از هر زمانی بيشتر است. اكتساب صفات پسنديده اخلاقی و منزه كردن قلب از رذائل اخلاقی از مهم‌ترين مباحث قرآنی و از يك نظر مهم‌ترين هدف بعثت انبيای الهی را تشكيل مي‌دهد، زيرا بدون اخلاق نه دين برای مردم مفهومی دارد و نه دنيای آن‌ها سامان مي‌يابد همان گونه كه گفته‌اند: اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومی كه گشت فاقد اخلاق مردنی است در اين نوشتار بر آنيم تا بعضی از راه‎های كسب فضائل اخلاقی را با استفاده از آيات قرآن به صورت مختصر تقديم خوانندگان عزيز نماييم:

 فضائل اخلاقي
 
. بيداري

اولين مرحله برای رسيدن به اين هدف بيداری از غفلت است كسانی هستند براساس تبعيت از غرائز حيوانی خود توجه به اطراف موضوع نمي‌كنند توجه نمي‌كنند كه راه ديگری هم وجود دارد و هدف‌هايی در كار هست كه بايد آن راه را پيمود و به آن هدف‌ها رسيد حقی هست كه بايد پذيرفت و باطلی هست كه بايد رها كرد و راه صحيحی هست كه بايد برگزيد و راه خطايی كه از آن بايد كناره گرفت.

قرآن از اين گروه با عنوان غافلان ياد مي‌كند و غافلان را در حكم چهارپايان به حساب مي‌آورد آنجا كه مي‌گويد: «و لقد ذرأنا لجهنّم كثيراً من الجن والانس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعينٌ...»[1] و محققاٌ بسياری از جن و انس را برای جهنم وا گذاريم: چه آن كه آن ها را دل هايی است بی ادراك و معرفت و ايده هايی بی نور و بصيرت و گوش هايی ناشنوای حقيقت؛ آن ها مانند چهار پايانند بلكه گمراه ترند، آن ها همان مردمی هستند كه غافل شدند.

2. تحقيق برای تحصيل علم و ايمان

بعد از آن‌كه انسان توجه پيدا كرد در عالم چنين حقايقی نيز ممكن است وجود داشته باشد برای او شك و ترديد پيدا مي‌شود و از خود مي‌پرسد آيا آنچه انبياء مي‌گويند حقيقت دارد يا نه؟ برای پاسخ به اين سؤال لازم است به يقين برسد نه گمان، چرا كه قرآن به مبارزه با ظنّ گرايی پرداخته و دستور می دهد كه اساس كار انسان، بايد علمی و يقينی باشد و از آن جمله مي‌فرمايد: «ما يتّبع الا ظناً ان الظنّ لا يغنی من الحق شيئاً»[2]

البتّه علم و ايمان ملازمه عقلی طرفينی ندارند بلكه علم مقدمه و علت ناقصه ايمان است كه بدون وجود علم ايمان كه معلول است تحقق پيدا نمي‌كند و از اينجاست كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «انما يخشی الله من عباده العلما»[3] اكنون پس از آنكه معلوم شد علم شرط ايمان است، اين سؤال مطرح مي‌شود كه راه تحصيل علم نسبت به متعلقات ايمان (توحيد، نبوت، معاد و. ..) چيست؟ جواب آن است كه كليد علم و بينش، فكر و انديشه است در اين زمينه آيات فراوانی وجود دارد مثل «كذالك نفصّل الايات لقوم يتفكّرون»[4] و آنچه از آيات قرآن به دست مي‌آيد اين است كه ايمان مقتضی عمل صالح می باشد و ما را بر انجام عمل صالح و در نتيجه اكتساب صفات اخلاقی سوق می دهد مثل آيه  37 سوره  بقره كه مي‌فرمايد: «فإن آمنوا بمثل ما آمنتم فقد اهتدوا» البتّه ايمان در صورتی مي‌تواند فضائل اخلاقی و اعمال صالح و تقوا را بيفزايد كه زنده و فعال و به تعبيری ايمان مطلق و كامل باشد نه اين‌كه ايمان به بعض باشد ايمان به خدا و كتاب خدا باشد امّا ايمان به رسول خدا و امامت نباشد ايمان تبعيضی به شدت در قرآن نهی شده است «افتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك الاخزی فی الحيوه  الدنيا و....»[5]

3. استعانت از عقل و شرع جهت گزينش صفات نيكو

وقتی كه انسان به اين مرحله (كسب ايمان) دست يافت در مرحله  عمل و گزينش صفات نيكو بايد از همان عقلی كه خدا و توحيد را برايش اثبات كرد كمك بگيرد تا كار «خوب» را از كار «بد» تشخيص بدهد، البته آنچه را در اين زمينه عقل مي‌فهمد از عقل و آنچه را نمي‌فهمد بايد از شرع دريافت كند.[6]

4. دقت در آثار و پيامدهای اعمال

علاوه بر اين بايد در آثار ‌فعل و ترك كارهای خوب و بد نيز به دقت بينديشی تا از عواقب بد اعمال ناپسند در امان باشد، ظهر الفساد فی البر والبحر بما كسبت ايدی الناس ليذيقهم بعض الذی عملوا لعلّهم يرجعون»[7] مهم‌ترين انگيزه برای كار شايسته محبت خدا و اولياء خداست محبت الهی است كه در برابر همه  گناهان و جاذبه‎های منحرف كننده به انسان استقامت و پايداری مي‌دهد در حديثی قدسی آمده يا موسی حبِّبنی الی خلقي» مرا به خلق محبوب كن[8] خدا در قرآن كريم در يك آيه به صورت مختصر و مفيد بهترين راهكار را ارائه مي‌دهد مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضلّ اذ اهتديتم.»

5. تزكيه نفس

كوتاه سخن اين‌كه برای مؤمنين دو راه فرض فرموده كه هر دو منتهی به خدای سبحان است و مؤمنين را دستور مي‌دهد به اين‌كه به خود بپردازيد و از ديگران كه اهل ضلالتند صرف نظر كنيد و در زمره  وجود آنان قرار نگيريد و از گمراهي‌شان نهراسيد و بدانيد حساب گمراهان با پروردگار آنان است نه با مؤمنين پس بر مؤمن لازم است به كار خود و هدايت خود بپردازد و ضلالت و شيوع گناهانی كه از گمراهان مي‌بيند او را نلغزاند و مردم او را مشغول نكنند[9]

با ضميمه كردن اين آيه و آيه  قد افلح من زكّها آيه  9 سوره  شمس به اين نتيجه مي‌رسيم كه بايد برای پرداختن به خود به تزكيه نفس رجوع كنيم تا تمام رذائل را دفع نماييم.

چون بنابر اختصار است فقط اشاره‌ای به گام‌های مؤثر در تهذيب اخلاقی مي‌شود و تفسير آيات مورد نظر به خوانندگان گرامی محوّل می گردد.

گام اوّل توبه، آيه  8 سوره  تحريم: يا ايها الذين آمنوا توبوا الی الله توبه  نصوحاً.

گام دوّم، مشارطه : و لقد كانوا عاهدوا الله من قبل لا يولّون الادبار و كان عهدالله مسئولاً.[10]

سوم، مراقبه نفس: الم يعلم بأنّ الله يري. [11]

چهارم، محاسبه: قبل از محاسبه الهی هر انسانی بايد خو درا به حساب بكشد تا مبادا گناهی انجام داده باشد.[12]

پی نوشت ها

[1] سوره  اعراف، آيه  179.

[2] سوره  اعراف،‌آيه  169.

[3] سوره  فاطر، آيه  28.

[4] سوره  يونس، آيه  24.

[5] سوره  بقره، آيه  85.

[6] همان.

[7] سوره  روم، آيه  4.

[8] ا اخلاق در قرآن، آيت الله مصباح.

[9] الميزان، ج 6، ص 238.

[10] سوره  احزاب، آيه  15.

[11] سوره  علق، آيه  14.

[12] شرح چهل حديث، حضرت امام خميني، ص 6، انتشارات مؤسسه  نشر آثار امام.

منبع : مركز مطالعات و پژوهش‎های حوزه علميه , حسن منتظري